تخفیف یلدایی مشاوره مهاجرت
از چند مدت قبل در حال آماده کردن خودم برای مصاحبه 6 می 2019 ساعت 14 و 40 دقیقه بودم، بالاخره این روز فرا رسید و من با یک آفیسر حدود چهل ساله که خیلی خشک و جدی بود مواجه شدم. فرم I-20 و پاسپورت من را چک کرد و پرسید چرا این دانشگاه را انتخاب کردی؟ گفتم که در مورد زمینه تحقیقات اساتیدش خیلی سرچ کردم و متوجه شدم که این زمینه تحقیقات با علایق من یکی است. بعد پرسید از کجا این دانشگاه را پیدا کردی؟ گفتم با سرچ کردن توی اینترنت و پیدا کردن مقالات آنها.

پرسید از سال 2014 تا الان به چه کاری مشغول بودی؟

پرسید از سال 2014 تا الان به چه کاری مشغول بودی؟ جواب دادم توی یک شرکت خصوصی مهندسی کار می‌کردم ولی الان تو یه موسسه آموزشی نرم افزار درس میدهم. شرکت قبلی من چون توی اسمش پتروشیمی بود، آفیسر شروع به گیر دادن به این شغلم کرد و ازم توضیح می‌خواست که در اونجا چکار می‌کردم. منم بهش گفتم کار پاره وقتی اونجا داشتم و فقط کارم مدارک معمولی بوده. یهو میکروفون رو خاموش کرد و با آمریکاییه که اونجا اثر انگشت می گرفت مشورت کرد و با بند 501 من رو رد کرد و بهم گفت بهترین آرزو رو در تلاش های بعدیت دارم. حسابی شوکه شده بودم.

قبل از اینکه برای بار دوم به مصاحبه بروم

قبل از اینکه برای بار دوم به مصاحبه بروم، خیلی روی جواب هایی که باید میدادم پرس و جو کردم. و با آمادگی بیشتری روز 10 جون به مصاحبه ی خود در ارمنستان رفتم. این بار آفیسر یک جوان خوش رو اما جدی با چشمان آبی بود که بهم بخاطر فول فاند بودن تبریک گفت. 
بعد شروع به سوال پرسیدن کرد و گفت چرا این دانشگاه؟ گفتم با اینکه توی اروپا و کانادا اپلای کردم و 3 تا فول فاند دیگه هم توی آمریکا دارم ولی چون تحقیقات اینها با علایق من یکی بود و استادای قوی ای داره، اینجارو انتخاب کردم. گفت چطوری پیداش کردی؟ گفتم مقاله هاشون رو با سرچ توی اینترنت پیدا کردم و از طریق اسکایپ با یه استاد صحبت کردم و فول فاند گرفتم. گفت خیلی خوبه آفرین.
 
این عکس تزئینی است و ارتباطی به این مصاحبه ندارد.
 

در مورد خدمت سربازی هم بهشون گفتم بخاطر سن پدرم و کفالت معاف شدم

در مورد خدمت سربازی هم بهشون گفتم بخاطر سن پدرم و کفالت معاف شدم، ترجمه اش رو هم ازم گرفت. باز دوباره آفیسر گیر داد به اینکه از سال 2014 تا الان چکار می کردم؟ گفتم بصورت پاره وقت تو یه شرکت خصوصی به عنوان متخصص سیستم اطفای حریق کار کردم. بعدش از شرکت درومدم بیرون و توی یه موسسه آموزشی نرم افزار تدریس می کنم. این رو که گفتم آفیسر وایساد و کامنت های آفیسر قبلی رو خوند و پرسید چرا اومدی بیرون؟ منم خیلی ریلکس جواب دادم که هدف من شغل آکادمیکه ، و یک موسسه آموزشی رو پیدا کردم واسه ی همین درومدم بیرون. باز بهم تبریک گفت.

رفت سراغ شرکت قبلی و گفت دقیق توضیح بده چیکار میکردی؟

رفت سراغ شرکت قبلی و گفت دقیق توضیح بده چیکار میکردی؟ گفتم طراحی سیستم اطفای حریق، پرسید چطوری؟ گفتم وقتی دیتکتورهای دود و حرارت شعله و آتیش رو تشخیص میدن، آب اسپری میشه رو آتیش، گفت چجوری؟ گفتم اون دیتکتورها فرمانی صادر می‌کنن که شیرهای آب باز میشن و اب آسپری میشه. در حین این زرنگی کردم و نامه‌ای رسمی از شرکت قبلی برده بودم توی پاکت رسمی، عنوان کردم وسط بحث، گفت بده ببینم. گرفت و دقیق خوندش.

گفتم گواهی نامه رسمی تدریس دارم از آموزشگاه میخواید ببینید؟

گفتم گواهی نامه رسمی تدریس دارم از آموزشگاه میخواید ببینید؟ با زیرکی از پشت شیشه نگاهی انداخت بهش ولی گفت نمیخواد. قبول کرد. گفت کسیو آمریکا داری؟ گفتم فامیل درجه یک خیر ولی چندتا دایی دارم که خیلی دور هستن. گفت بعد اتمام تحصیلات چکار میخوای کنی؟ گفتم پیش خانواده ام در کشورم برمی گردم و استاد دانشگاه می‌شم و به مردم کشورم خدمت می‌کنم. یک جاب آفر رسمی با مهر رسمی مسئول آموزش کل دانشگاه و مهر و سربرگ رسمی بخش مهندسی شیمی بردم. خواستم ارائه بدم باز هم با گوشه چشم نگاهی انداخت و گفت نیازی نیست. در کل  آفیسر باهوشی بود.

در آخر برگه کوالیفاید رو داد و گفت تمام سعیمو می کنم که به ترمت برسی

در آخر برگه کوالیفاید رو داد و گفت تمام سعیمو می کنم که به ترمت برسی. و یه لینکی بهم داد گفت این رو چک کن تا شماره ات اعلام بشه. منم بعد تشکر کردن، خداحافظی کردم. من با تمرین و مشاورۀ خوب برای بار دوم تونستم 501 رو به کوالیفاید تبدیل کنم. دوستان نا امید نباشید، همه چیز با تلاش و پیگیری ممکنه.
دیدگاه جدید
دیدگاه ها
کل دیدگاه های ثبت شده: 0